نگاهی به کتابهای حوزه دفاع مقدس
به گزارش خبرنگار مهر، آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب هر ساله همزمان با چاپ و انتشار برخی کتاب ها در بازار نشر برای برخی آثار شایسته ای که به دست شان می رسد، «تقریظ» می نویسند. این تقریظ ها اغلب عبارت های کوتاهی در حد یک پاراگراف است که در آن ارزش های موجود در اثر از نگاه ایشان مورد توجه و تقدیر قرار گرفته است.
تقریبا غیر قابل انکار است که هر کتابی که رهبر معظم انقلاب بر آن تقریظ می نویسند در بازار نشر از اقبال خوبی بهره مند می شود که یک عامل آن به اعتمادی بر می گردد که حامیان ایشان در داخل و خارج از کشور دارند. از این جهت بیشتر کتاب هایی که آیت الله خامنه ای برای آنها تقریظی نوشته اند مکرر تجدید چاپ می شوند.
همان طور که اشاره شد رهبر انقلاب هر کتابی را مورد توجه قرار نمی دهند و علاوه بر اهمیت موضوع کتاب، اثری شانس نوشتن تقریظ ایشان را دارد که در زمینه های مورد علاقه رهبر انقلاب نگارش شده باشد. به همین دلیل هم می بینیم کتاب های حوزه دفاع مقدس و فرهنگ مقاومت تا کنون بیشترین اقبال را از سوی ایشان برای نگارش تقریظ ها داشته اند. این موضوع را می توان در وهله اول به این خاطر دانست که آیت الله خامنه ای موضوع دفاع مقدس و جلوگیری از فراموشی آن را بسیار با اهمیت می داند و از سوی دیگر در رفتار و سکنات رهبر با خانواده های شهدا و ایثارگر هم معلوم است که ایشان علاقه قلبی به این قشر از جامعه دارند و طبیعی است آثاری در همین رابطه هم بیشتر مورد توجه ایشان قرار می گیرد.
در این گزارش تلاش می شود کتاب هایی که رهبر انقلاب برای آنها تقریظی نوشته اند به صورت مختصر معرفی شود و ویژگی های مثبت این آثار هرچند به صورت کوتاه مورد توجه قرار گیرد.
«وقتی مهتاب گم شد»
«وقتی مهتاب گم شد» قبل از آنکه شرح زندگی علی خوش لفظ به قلم حمید حسام باشد، روایتی عینی از یک واقعه ی تاریخی است که موجب شد سرنوشت خیل وسیعی از مردمان ایران تغییر کند. نویسنده که در همان روزهای تولد ولیعهد پهلوی به دنیا آمد و نامش را جمشید گذاشتند در سال های انقلاب دچار تغییر و تحول می شود و تغییر نام به علی خوش لفظ می دهد. او در ۱۵ سالگی راهی جبهه می شود و در نهایت مجروح از جنگ باز می گردد. این کتاب را می توان در همان سه شرطی که راوی قبل از انتشار کتاب برای نویسنده گذاشت خلاصه کرد؛ جایی در مقدمه که نویسنده در وصف علی خوش لفظ می نویسد :در قید و بند لفظ و تکلف گفتار و آرایه های کلامی نیست و به شدت دور از بزرگ نمایی و ریب و ریا و صادق در روایت و دقیق در نقل حوادث. لذا با صاحب این قلم، چند شرط را برای بازنویسی و نگارش خاطراتش گذاشته است. اول اینکه قول بدهم اگر برای خدا نیست ننویسم. دوم اینکه برای تائید مطالب، به ویژه فراز و نشیب ها در عملیات ها یا چند و چون گشت و شناسایی ها مطالب را از چند همرزم دیگر بپرسم و اگر تایید کردند، بنویسم، و سوم اینکه به روایت او چیزی نفزایم که شائبه تخیل پیدا نکند.
«آب هرگز نمیمیرد»
کتاب «آب هرگز نمی میرد» اسلوبی تازه و طرحی نو در تاریخ شفاهی به قلم حمید حسام است که با محوریت خاطرات سردار میرزا محمد سلگی و روایت جمعی از رزمندگان گردان حضرت ابوالفضل و چهار فرمانده لشکر انصار الحسین(ع) به سامان رسیده است که این روش برای جامعیت روایت با توجه به اینکه راوی روایت خاطرات خود را حدیث نفس می دانست انجام شد. استشمام عطر علقمه را از خاطرات علمدار گردان حضرت ابوالفضل(ع) در این کتاب میتوان دریافت. فصل اول کتاب به معرفی راوی و نحوه بزرگ شدن او در خانواده ای مذهبی در روستا و ارادت مردم لر زبان این خطه به حضرت ابوالفضل(ع) و شخصیتهای عاشورایی می پردازد. در بخشی از فصل دوم راوی از روستا برای کار نقاشی ساختمان به همراه برادرش به تهران سفر می کند در بخش هایی از این قسمت به دوران انقلاب و فرهنگ حاکم در پوشش زنان و دختران و فرهنگ غربی نیز اشاره می شود که در شهر فرنگ، تهران آن زمان حاکم بود و راوی در سال ۵۴ عازم خدمت سربازی می شود و در سایر فصول نیز به فعالیت ها و مصاحبه های انجام شده و عملیات های آن دوران پرداخته می شود.
«در کمین گل سرخ»
کتاب «در کمین گل سرخ» به قلم محسن مؤمنی به روایت زندگی صیاد شیرازی میپردازد. صیاد شیرازی متولد روستای کبود گنبد شهرستان درگز استان خراسان رضوی است. وی یکی از فرماندهان جنگ ایران و عراق بود. صیاد شیرازی پس از ۳۲ سال خدمت در یگانهای مختلف نیروی زمینی ارتش در تهران و مقابل درب منزلش، به دست نیروهای مسلح سازمان مجاهدین خلق ترور شد. محسن مؤمنی قصهنویس است. به همین خاطر روایت زندگی صیاد شیرازی را کاملاً غیر منتظره و با تعلیق آغاز میکند.
«بابانظر»
کتاب «بابانظر» حاصل مصاحبه سید حسن بیضائی و تدوین مصطفی رحیمی در ۱۸ بخش است و در این کتاب از شخصیت استثنایی محمدحسن نظرنژاد پرده برداری می شود. شاید شخصیت اصلی کتاب در میان همه کسانی که جنگ هشت ساله را تجربه کردند یک استثنا باشد. او برای اولین بار سال ۱۳۵۸ به کردستان رفت تا آتشی که دست غریبه ها آن را روشن کرده بود، خاموش کند. هفده سال بعد یعنی در سال ۱۳۷۵ برای آخرین بار به کردستان رفت تا آغاز و پایان دفتر زندگیاش در کوه ها و قله ها نوشته شود
«پایی که جا ماند»
آنچه از کتاب «پایی که جا ماند» بر میآید روایت صادقانه سیدناصر حسینیپور است که هیچ ادعایی در نویسندگی ندارد. از رفقا شنیدم که به شوخی از سید ناصر پرسیدهاند چرا شهید نشده است و او رندانه جواب داده بود: چون به دو چیز دل بسته بودم؛ یکی دوربین دیدهبانیم و دیگری یادداشتهای روزانهام. این کتاب هشتصد صفحهای خاطرات روزانه یک اسیر قطع عضو ایرانی است. این کتاب مقاومتِ صد و نوزده شهید را در یک محاصره و جنگ تمامعیار در جزیره مجنون نشان میدهد و در واقع اثر فوق تصویری است از سرگذشت یک نیروی اطلاعات و عملیات که لو رفته است و گوشه ای از سرگذشتنامه اسرای مجروح ایرانی است در زندانهای مخفی عراق و در بیمارستان الرشید بغداد.
«تپههای لاله سرخ»
کتاب «تپههای لاله سرخ» اثر غلامرضا نباتی نخستین کتابچه مستقل منتشر شده درباره زندگی «سهام خیام» است. در این پژوهش که بر اساس مصاحبه شفاهی با پدر، مادر، خواهر و شاهدان عینی شهادت سهام خیام و مراجعه به برخی اسناد آرشیوهای منتشر نشده و کتابها و مجلات انجام گرفته، زندگی کوتاه این دانشآموز دوازده ساله که در سال ۱۳۵۹ در هویزه و با اصابت گلوله به پیشانی به شهادت رسیده است، روایت میشود. در بخش پایانی نیز، تصاویری از سهام خیام و خانوادهاش و شهر هویزه ضمیمه شده است.
«جشن حنابندان»
کتاب «جشن حنابندان» اثر محمدحسین قدمی شامل ۲ گزارش از دو عملیات در مناطق جنوب و غرب کشور است که نویسنده این گزارشها را از میان خاطرات رزمندگان «لشکر ۲۷ محمد رسول الله» گردآوری کرده است. گزارش اول کتاب در طول عملیات کربلای ۵ نوشته شده و گزارش دوم آن که مربوط به عملیات بیت المقدس ۴ و در مناطق غربی کشور و بخشی از خاک عراق است، به سفارش شهید سید مرتضی آوینی و برای مجموعه روایت فتح نوشته شده است. خاطرات مورد استفاده نویسنده در این کتاب، اغلب کوتاه و با زبانی ساده و صمیمی بیان شده است به طوری که خواننده از خواندن آن خسته نمیشود. خاطرات رزمندگان در شبهای قبل از عملیات و شوخیها و حالات و روابطی که تنها و تنها در آن موقعیتها اتفاق میافتاد به خوبی در این گزارشها به تصویر کشیده شده است.
«خداحافظ کرخه»
کتاب «خداحافظ کرخه» حاصل کار داوود امیریان است که آن را در سنین جوانی یا شاید بتوان گفت نوجوانی شروع کرده است. وی بیشتر از آنکه در پی معرفی نام و اعتبار افراد در جبهههای جنگ باشد، به بیان خصوصیات رفتاری و اخلاقی آنها پرداخته است. شخصیت هایی که او در این کتاب از آنها نام میبرد، ناشناسند. اکثر آنها بسیجیان گمنامی هستند که یا به شهادت رسیدند، یا جانباز شدند و یا در گوشهای از این کشور زندگی میکنند. اما آنچه این کتاب را خواندنی میکند صمیمیت و سادگی نویسنده در بیان حال و هوای رزمندگان هنگام عملیات، قبل و بعد از آن، پشت جبهه و فضای کلی جبههها است. این اثر در چهار بخش تنظیم شده است که در هر بخش فصل های کوتاهی تدوین شده است. در این کتاب هم حال و هوای رزمندگان و حتی شوخی های آنها در حال و هوای جنگ به چشم می خورد.
«دا»
کتاب «دا» مجموعه خاطرات راوی از روزهای آغازین جنگ و روزهای حمله ارتش بعثی عراق به خرمشهر و مقاومتهای مردمی در این شهر است. در این کتاب سیده زهرا حسینی خاطرات خود از روزهای مقاومت و روزهای پس از آن را با جزئیترین موارد روایت میکند این اثر خاطرات واقعی و حقیقی سیده زهرا از آن روزها است. راوی در آن روزها تنها ۱۷ سال داشته و اهمیت این کتاب شاید در این باشد که وقایع جنگ ما برای اولین بار از زاویه دید یک دختر نوجوان روایت شده است. خاطراتی که راوی حدود ۲۰ سال آنها را در درون سینه خود همچون یک راز حفظ کرد و حرفی از آن نزد. در این کتاب ناگفتههایی از جنگ بیان شده که تا کنون کسی از آن ها حرف نزده است.
«دشت شقایقها»
کتاب «دشت شقایقها» یادداشتهای راوی در دوران سربازی است که به صورت روزشمار از تاریخ ۲۴ تیرماه ۱۳۶۶ با رفتن او به جبهه، شروع میشود. او پس از عملیات نصر سه و تسخیر خط «شرهانی» در عمق خاک عراق، برای آموزش تکمیلی به اردوگاه نزاجا نزدیک کرخه بر میگردد. در سیزده مرداد دوباره همراه گردان به خط اول باز میگردد. راوی به عنوان بیسیمچی در گردان خدمت میکند و یک مرکز تلفن ۶- ۲۲ در اختیار دارد. از رتیلهای منطقه که خودشان خطر دیگری هستند تعریف میکند. و از تفاوت افراد مینویسد. محل استقرار آنها نزدیک زبیدات و نهر عنبر است. در اثر اشتباهی که مرتکب میشود و پیشروی گشتیهای خودی را خبر نمیدهد، توبیخ شده، از مخابرات به انبار مهمات منتقل میشود و از آنجا به گشتیها میپیوندد. در عملیاتی که شرکت میکند، چند تن از دوستانش شهید میشوند و دوباره به انبار مهمات برمیگردد و داستان ادامه پیدا می کند. یادآور می شود محمدرضا بایرامی نویسنده این کتاب است.
«سفر به قلهها»
کتاب «سفر به قلهها»، پنج گزارش جنگی به قلم هدایت الله بهبودی است. «حلبچه» عنوان گزارشی است از بمباران هوایی شهر تهران، حرکت به سوی حلبچه و مناطق موشک خورده و بمباران شده باختران (کرمانشاه) و مهران و ادامه مسیر سفر تا منطقه حلبچه. «سفر به قلهها» عنوان گزارش بازدید از مناطق آزاد شده بیت المقدس شش و پاوه و یاد شهید چمران، و پاسداران مظلوم شهید شهر پاوه و بازگشت به شهر تهران است. «کردستان عراق، حکایت ناگفته» عنوان گزارشی از سید یاسر هشترودی از کردستان عراق است و منطقه آزاد شده در عملیاتهای نصر هشت و بیتالمقدس دو و «خاکریزهای ایمان» عنوان گزارشی از مرتضی سرهنگی از جبهههای جنوب، نماز جمعه اهواز و سخنان برادر معینیان فرمانده گردان از لشکر ولیعصر(عج) است. در نهایت «بهار در آبادان» هم عنوان گزارشی از ایثار و فداکاری و صبر مردم آبادان است و وصف شهیدی که خواست پس از شهادت، پیکر او را در میدان مین بیندازند تا شاید معبری برای رزمندگان بگشاید.
«ضربت متقابل»
کتاب «ضربت متقابل» عنوان پانصد و هفتاد و پنجمین اثر از مجموعه کتابهای پژوهش و نقد دفتر ادبیات و هنر مقاومت است. این اثر که برگزیده دوازدهمین جشنواره انتخاب کتاب سال دفاع مقدس در رشته پژوهش نیز محسوب میشود، توسط گلعلی بابایی و حسین بهزاد به کارنامه عملیاتی سپاه محمد رسول الله(ص) در عملیات رمضان از تیر تا پایان شهریور ماه ۱۳۶۱ در چهارده فصل می پردازد.
«مدال و مرخصی»
کتاب «مدال و مرخصی» اثر هدایت الله بهبودی است و مجموعه خاطرات روایی داستانی یک اسیر عراقی است که در یازده خاطره، چشمدیدههای خویش را از سالهای جنگ بین ایران و عراق به تصویر کشیده است. سالهای پر از خاطرههای تلخ و شیرین مقاومتها، رشادتها، سرانجام یک تنه لشکری را به هزیمت واداشتن و شربت شیرین شهادت را لاجرعه سر کشیدن. به راستی چقدر زیباست، شنیدن خاطرات رزمندگان خودی را از زبان کسانی که به ناچار در صف غیر خودی قرار داشته و به چشم سر میدیده است. وعده الهی را که محقق میشده و سربازانش پلههای رشادت و شهادت را یکی پس از دیگری میپیمودهاند. در سالهای جنگ و دفاع مقدس بسیار بودند اسیران عراقی که یا خود به اردوگاه دوست آمده یا اسیر شده بودند، پس آنگاه که چشم بر حقیقت گشوده، لب به اعتراف گشوده و خاطراتی را بازگو کردهاند که مدال و مرخصی یکی از آن خاطرهها است.
«نورالدین پسر ایران»
کتاب «نورالدین پسر ایران» خاطرات کسی است که هشت سال در متن جنگ زندگی کرده و امروز برای ماندگاری آن لحظههای بینظیر از خاطراتش گفته است. روایت خاطرات سید نورالدین، سخت، شیرین و خواندنی است. تلاش معصومه سپهری به عنوان نویسنده اثر هم برای حفظ ملاحت و طنز مستتر در کلام نورالدین نیز قابل توجه و شایان تحسین است، با این حال متن کتاب بسیار روان و شیوا و ضمناً متعهد به استناد و حتی لحن صاحب خاطرات، روایت شده است. این کتاب اگرچه به خاطرات یک نوجوان خطه آذربایجان پرداخته است، اما در جای جای کتاب ویژگیهای «فرزند ایران بودن» نورالدین کاملاً پیدا است؛ ویژگیهایی چون صفا و صمیمیت، صداقت و صراحت، سادگی و بیتکلفی، سر نترس داشتن و شهادتطلبی که به خوبی هم تصویر شده است.
«همپای صاعقه»
کتاب «همپای صاعقه» نوشته گلعلی بابایی و حسین بهزاد کارنامهای تاریخی و مستند از شکلگیری لشکر ۲۷ محمد رسول الله(ص) است، روایتی از یک مقطع زمانی شش ماهه از جنگ تحمیلی (از ابتدای دی ماه ۱۳۶۰ تا اواخر تیرماه گرم سال ۶۱) است. نویسندگان کتاب که خود از رزمندگان لشکر بیست و هفتم محمد رسول الله (ص) بوده و هستند بیآنکه خود به روایت ماجرا بپردازند، از زبان و بیان فرماندهان مفقود و شهید تیپ به روایتگری قصه جنگ پرداختهاند. بهزاد و بابایی در یک تلاش مشترک چهار ساله نخستین کتاب از مجموعه پژوهشی تاریخی خود، با عنوان اصلی «حماسه» ۲۷ را به بازشناسی دوران فرمانده زنده یاد حاج احمد متوسلیان اختصاص دادهاند. متن روایی و داستانی کتاب و کنار هم قرار گرفتن اسناد در دل حوادث، مخاطب را مشتاقانه به صفحات بعد راهنمایی میکند. «همپای صاعقه» در ۱۴ فصل غیر از موارد پیشگفته اسناد و عکسهایی را هم به ضمیمه خود دارد.
«یادداشتهای خرمشهر»
کتاب «یادداشتهای خرمشهر» توسط شهید بهروز مرادی نوشته شده است و مجموعه ای از یادداشتها و نامههای نویسنده در زمان حیات است. شهید مرادی اهل اصفهان بود اما در خرمشهر بزرگ شد و هنگام آغاز جنگ با بقیه رزمندگان در دفاع از خرمشهر همراه شد. بهروز نقاش زبردستی بود. تابلوی معروف «به خرمشهر خوش آمدید. جمعیت، ۳۵ میلیون نفر» از کارهای خلاقانه اوست.
«یاور صادق»
کتاب «یاور صادق» به نقل خاطرات محمدصادق بنایی در سال های انقلاب و دفاع مقدس می پردازد وی یکی از بازاریان قدیمی بوده که از قبل از انقلاب با رهبر انقلاب رابطهای نزدیک و دوستانه داشته است و بخشی از این کتاب خاطراتی مربوط به همین دوستی گنجانده شده است. حسین نیری نویسنده اثر است و این کتاب با هدف روشن کردن بخشی از جنبههای پنهان مانده هشت سال دفاع مقدس تدوین شده است. کتاب حاضر، حاصل گفتوگوی بیست ساعته با ایشان است که بخشی از آن در شهر خامنه زادگاه حاج صادق بنایی- انجام گرفته است. مطالب اثر در سیزده گفتار تنظیم شده است و طی آن درباره زادگاه و خانواده، دوران تحصیل و ورود به دنیای کار صنعتی، دیدار با آیتالله خامنهای، جنگ تحمیلی و حوادث مربوط به آن، عملیات فاو و پایان جنگ سخن گفته شده است.
«خاکهای نرم کوشک»
کتاب «خاکهای نرم کوشک» اثر سعید عاکف به بیان خاطراتی از عبدالحسین برونسی به نقل از خانواده و همرزمان شهید می پردازد. این شهید قبل از انقلاب در روستای گلبوی کدکن از توابع تربت حیدریه به کار سخت و طاقت فرسای بنایی مشغول بود و در کنار آن به خواندن دروس حوزوی نیز روی آورده بود تا اینکه بعدها به علت شدت یافتن مبارزات او زندانی و مورد شکنجههای وحشیانه ساواک قرار گرفت. با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران زمینههای لازم برای رشد او مهیا شد و چنان لیاقتی از خود نشان داد که زبانزد همگان شد و نامش حتی در محافل خبری استکبار جهانی نیز راه یافت. رمز رستگاری شهید برونسی عبودیت و بندگی بی قید و شرط او در مقابل حق و حقیقت بوده است.
«عباس دستطلا»
کتاب «عباس دست طلا» نگاهی به عملکرد بسیجیان فنی و تعمیر کار واحد پشتیبانی و تدارکات سپاه پاسداران در دوران هشت سال دفاع مقدس دارد. شروع این کتاب از زمانی قبل از دوماه مانده به جنگ است و در این اثر محبوبه معراجی پور به بیان خاطراتی از عباسعلی باقری می پردازد و هنگامی که او برای حضور در جبهه تردید داشته است. بخش دیگری از کتاب «عباس دست طلا» به ماجرای حضور خانواده باقری در اهواز و منطقه جنگی اختصاص دارد. فعالیتهای وی تا پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران ادامه پیدا میکند و مهارت او در تعمیر خودروها باعث میشود تا به او لقب عباس دستطلا را بدهند.
«سرباز کوچک امام»
کتاب «سرباز کوچک امام» روایتی از خاطرات آزاده مهدی طحانیان از کودکی تا دوره اخیر است، این کتاب به بیان اتفاقات ریز و درشت زندگی طحانیان پرداخته و ناب ترین بخش این خاطرات مربوط به سال های طولانی ای است که راوی در اردوگاه های نگهداری اسرای ایرانی در عراق سر می کرده. او به عنوان جوان ترین اسیر جنگی در زمان اسارتش به شدت کانون توجه بعثی ها بوده و به تبع آن شاهد ماجراهای تلخ و شیرینی است که در نوع خویش کم نظیر هستند. نقطه اوج این اتفاق ها ماجرای امتناع او از مصاحبه با «نصیرا شارما» یک زن خبرنگار هندی بی حجاب است. تدوین این کتاب را فاطمه دوست کامی برعهده داشته است و گفته می شود این اثر جامع ترین کتاب خاطره نگاری به لحاظ حجم و محتوا در عرصه «اسارت» و «فرهنگ ایثار و مقاومت» به شمار میآید.
«آن بیست و سه نفر»
کتاب آن بیست و سه نفر اثر احمد یوسف زاده حاوی خاطرات بیست و سه نوجوان است که توسط ارتش بعث، در عملیات بیت المقدس به اسارت درآمدند و دیکتاتور عراق سعی داشت از این نوجوانان برای ایجاد جنگ روانی علیه ایران استفاده کند. نگارش اثر از روی دست نوشته های یوسف زاده در سال ۷۰ است و همچنین متن فیلمی صورت گرفته است و برای نگارش آن مصاحبه هایی با آن نوجوانان دوران دفاع مقدس هم صورت گرفت، آنچه در این کتاب آمده است مستنداتی است که تدوین کننده کتاب آن را فراهم کرده است.
«دختر شینا»
کتاب «دختر شینا» یکی از آثار با موضوع خاطرات زنان است که با قلمی روان به روایت زندگی قدم خیر محمدی کنعان همسر سردار شهید حاج ستار ابراهیمی میپردازد و این اثر را بهناز ضرابی زاده به رشته تحریر درآورده است. نویسنده در جایی پیرامون شخصیت اصلی کتاب می نویسد: درباره زندگی این شهید فعالیتهای فرهنگی مختلفی صورت گرفته بود. با توجه به آثار به عمل آمده، متوجه شدم قدم خیر در سن ۲۲ سالگی، همسرش به شهادت رسیده و با وجود ۵ فرزند، ازدواج نکرده و به تنهایی فرزندانش را بزرگ کرد. این بانوی نویسنده اضافه کرد: این موضوع برای من بسیار تامل برانگیز بود، زنی که در روستا زندگی می کرد به فضای شهر آمده و به تنهایی در اوج جوانی، تمام هم و غمش بزرگ کردن فرزندانش شده بود. بنابراین تصمیم گرفتم درباره فراز و نشیب های زندگی این زن با او مصاحبه کنم.
«آتش به اختیار»
مجموعه «آتش به اختیار» مجموعه خاطراتی است به قلم حجت ایروانی از دیده بانان که در طول ایام پرفراز و نشیب جنگ به وظیفه حساس خود عمل کرده اند. در واقع در این مجموعه به سرگذشتی از دیده بانان سیار و نفوذی اختصاص دارد؛ کسانی که در عملیات کربلای ۵ کارآیی خود را به اثبات رساندند و از نظر تکنیکی و تاکتیکی مهارت کافی داشته اند. خود نویسنده کتاب یکی از دیدهبانان روزهای جنگ بوده است. و این خاطرات که پیش از این دو خاطره آن در کتابهای «آلواتان» و «تپههای لاله سرخ» چاپ شده بود حرفهای به یاد مانده او از پشت همان دوربینهای خرگوشی و پریسکوپ است.
«پا به پای باران»
کتاب «پا به پای باران» دو گزارش از مناطق جنگی در جنوب است که آن را مرتضی سرهنگی و هدایتالله بهبودی در ۵۰ صفحه گردآوردهاند. دیدار از جبهههای جنوب، مناطق جنگی، خانهها و مردم جنگزده، محتوای اصلی کتاب است. نویسندگان چندی پس از خاموشی جنگ در خرمشهر و آبادان به آن شهر رفته و از آن مناطق گزارش تهیه کردهاند.
«پیشانی شیشهای»
کتاب «پیشانی شیشهای» اثر محمد طیب مجموعه چهار داستان کوتاه در ارتباط با جنگ است که به قلم محمد طیب نگارش شده است و یکی از داستانهای این مجموعه «خط خطا» نام دارد. پزشکی که در یکی از بیمارستانها مشغول کار است روزی با جوانی روبهرو میشود که بر اثر سانحه تصادف به بیمارستان منتقل شده است. پزشک درمییابد که او یکی از دانشجویان سابقش بوده که حمید نام دارد. حال حمید رو به وخامت میرود و پزشک در این اثنا خاطراتی را که با حمید داشته از نظر میگذراند. او به یاد میآورد روزی را که عازم جبهه بوده، در آن هنگام حمید و مادرش را در راه میبیند. حمید از او میخواهد که وساطت کرده مادرش را راضی کند تا برای بازدید جبههها برود. اما مادر به این کار راضی نمیشود. اکنون، پس از گذشت چندی از آن واقعه، آخرین لحظات حیات خود را سپری میکند.
«جدال در زیویه»
کتاب «جدال در زیویه» بر اساس خاطرات ۴ نویسنده تدوین شده است، در بخش نخست، خاطرات شهید محمدتقی مشکوری (که به عنوان تخریبچی در جبههها حضور داشته) تحت نام «یک بال و صد پرواز» آمده است. در این خاطره، نحوه حرکت مینگذارها در هنگام عملیات، شجاعت این عزیزان، ملاقات یکی از مجروحان با امام زمان (عج) و شهید شدن بسیجیان تخریبچی در میدانهای مین وصف شده است. در بخش دوم، خاطرات عباس پاسیار از جبهههای کردستان به چاپ رسیده است. در این خاطره، مبارزه برای آزادسازی بانه و سردشت از دست کومله و نبرد در منطقه زیویه تشریح شده است. بخش سوم، خاطرات ولی صابری تحت عنوان «دژ انصار» است که به فتح شلمچه و بیرون راندن دشمن از دژ مرزی و شهادت گروهی از بسیجیان اختصاص دارد. در بخش چهارم، خاطرات حمید حسینی در مورد عملیات کربلای چهار و شناسایی مناطق اطراف شلمچه آمده است.
«جنگ خیابانی»
کتاب «جنگ خیابانی» اثر سید نظام مولاهویزه تلاش محدودی است که در حد توان به شرح و بیان جوانب گوناگون یک حادثه پیچیده و ریشهدار پرداخته است. مجموعه مصاحبههایی که عده زیادی از پناهندگان عراقی درباره قیام مردم عراق پس از جنگ نفت شده، کتاب جنگ خیابانی را تشکیل داده است. نویسنده در کتابش، به قیام مردم جنوب عراق پرداخته و اینطور نوشته است که پرداختن به قیام مردم شمال عراق مجال گستردهتر را میطلبد.
«زندهباد کمیل»
کتاب «زندهباد کمیل» اثر محسن مطلق از مجموعه کتابهای «خاطرات»، با موضوع «جنگ ایران و عراق» است، خاطراتی که نویسنده در یک دفتر نگاشته و چند سالی را در صندوقخانه خانه نگه داشته. اکنون خاطراتش را منتشر میکند تا همه، گرد و خاکی را که گردان کمیل به پا کرده، بخوانند.
«شانههای زخمی خاکریز»
کتاب «شانههای زخمی خاکریز» اثر صباح پیری است که در آن خاطرات نویسنده منعکس شده است. نویسنده اثر در دوران دفاع مقدس امدادگر بوده است و بعد از جنگ خاطراتش را به تفصیل بیان کرد و در قالب کتاب یاد شده منتشر شد.
«فرمانده من»
کتاب «فرمانده من» از مجموعه کتابهای «یادنامه» با موضوع «جنگ ایران و عراق» است. «فرمانده من» را رحیم مخدومی، احمد کاوری، داوود امیریان، علیاکبر خاورینژاد، حسن گلچین، هادی جمشیدیان و عباس پاسیار به رشته تحریر درآوردهاند. رحیم مخدومی یادوارهای از فرمانده بزرگوار، مدنی، نوشته است. مخدومی، صمیمت و مهربانی، شجاعت و دلاوری، محبوبیت و نحوه به شهادت رسیدن مدنی را بیان کرده است. احمد کاوری نیز حدیث صلابت و یادواره سید علیرضا قوام، معاون گردان نوح از لشکر امام رضا(ع) را در این کتاب آورده است. کاوری نیز از تواضع، متانت، خوشرویی، خوشگویی و از جاذبههای، شهید علیرضا قوام میگوید. داوود امیریان نیز یادواره حاج حسین طاهری، فرمانده گردان میثم را نوشته است. امیریان از اخلاق و رفتار، محبوبیت، زحمات و بیخوابیها، سختگیری و آموزش نیروها و آماده کردن آنها برای عملیات، عشق به حضرت زهرا و از تواضع و فروتنی طاهری میگوید. علیاکبر خاورینژاد یادوارهای از فرمانده محمودیان، حسن گلچین خاطرهای از فرمانده علی غفاری، هادی جمشیدیان از خادمی فرمانده سپاه بانه کردستان و عباس پاسیار از محمد بروجردی فرمانده عملیات غرب، نوشتهاند. اکنون، همه این فرماندهان که در کتاب، یادواره و خاطراتشان و شجاعتها و دلاوریهایشان آمده است به درجه رفیع شهادت رسیدهاند و این کتاب یادنامهای از آنهاست که توسط افرادی که شاهد ایثار و فداکاریها و دلاوریهایشان بودهاند، تنظیم شده است.
«لشکر خوبان»
کتاب «لشکر خوبان» در ۲۷ فصل تدوین شده است. راوی در ابتدا پس از شرح نحوه حضورش در جبهه که یکی از شیرینترین بخشهای کتاب به شمار میرود، به شرح حضورش در عملیات فتحالمبین و مسلم ابن عقیل میپردازد و در ادامه پس از بیان چگونگی ورودش به واحد اطلاعات عملیات به شرح عملیاتهای شناسایی که در آن حضور داشته، پرداخته است که از وقوع عملیات بدر تا مرصاد را در بر میگیرد. این کتاب اثر معصومه سپهری استکه در بخش پایانی تصاویری از حضور رضایی (شخصیت اصلی) در جبههها را نیز نشان میدهد.
«نجیب»
کتاب مختصر و کم حجم «نجیب» مجموعهای است از هفت داستان کوتاه چهار- پنج صفحهای که «نجیب» نام یکی از همین داستانهای کوتاه است. هرچند تقریبا هر کدام از داستانها به قلم نویسندهای متفاوت از دیگر داستانها نگاشته شده است، اما در تمام آنها، در قالب اتفاقاتی گاه ساده، روحیات بسیجی و دلنشین جوانان مبارز در دفاع مقدس به خوبی نمایان گشته است و همین کوتاهی، سادگی و در عین حال جذابی، خواننده را تا آخر کتاب با خود میکشد.


